فرهاد میدانست صد سال نمیتواند کوه را بکند
فقط میخواست یک عُمر، اسمش را با "شیرین" بیاورند ...
چه کشیده ای ظهر عاشورا
که از پس این همه سال
بی قراری و اضطرارت
این گونه بی قرار و مضطربمان می کند؟!!
...از شب اول تا حالا،
تقریبا هر چیزی که تو مجلس ازش خواستم، همون شب یا فرداش، بلافاصله برآورده شده!
نمی دونم حاجت اصلیه رو بخوام یا...
حسین جان! یه نگاهی؛ یه عنایتی...!
آدمی
همه چیزش حرمت دارد...
آبرویش هم سنگ خانه ی خدا
دلش هم سنگ عرش خدا ...
با خانه و عرشش چه می کنم؟!!
بارالها اجلم را تو به تاخیر انداز،
چند روزیست دلم تنگ محرم شده است ...
بدترین قسمت مرگ وقتیست که به دنیا نگاه می کنی
و با خودت می گویی: من چطور این جهنم را تحمل کردم؟!
عشق
خاصیتش گرماست
چه در وصال و چه در فراق
می سوزاند و می سازد
« نه با دنیا
که دنیا را ... »