ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

وسعت پروازها سقف قفس !!

دعاهایمان
با سقف گناهان و اشتباهات برخورد می کنند ...
بعد
دلمان را خوش می کنیم
که صلاح نبود لابد ... !!!

نظرات 4 + ارسال نظر
پریسا سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:02 ب.ظ



یه روز یه آقایی خواب میبینه که میرسه ی جایی ، که یه عالمه فرشته تند تند و با عجله دارند ی چیزایی رو از تو پاکت در میارن و میزارن کنار ...
میره جلو از یکیشون میپرسه : شما ... این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید ؟ "" فرشته میگه این پاکت ها دعای آدم هاست باز میکنیم میزاریم کنار خدا جوابشون و بده ...
یه کم میره جلوتر ...
باز میبینه یه عالمه فرشته با عجله ی چیزایی رو میزارن تو پاکت ...
میره جلو از یکیشون میپرسه که این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید : ""فرشته میگه اینا دعاهای ادم هاست خدا استجابت کرده میزاریم که برسه به دستشون ...
آقاهه میره جلوتر میبینه یه فرشته تنها و بیکار نشسته ، هیچ کاری هم نمیکنه ...
ازش میپرسه تو ی نفر اینجا تنها و بی کاری چرا ؟
""فرشته جواب میده :
من منتظرم آدمایی که دعاهاشون مستجاب شده یک کلمه بگن """شکر""" ...
تا من تو دفترم بنویسم ...


خدایا شکرت ...


یاس سپید سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:16 ب.ظ http://darferagheyar.blogfa.com

:(

احسان سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 03:39 ب.ظ http://inmymine.blogfa.com

چقدر با این توجیهات خودمونو به علی علیین می بریم...

eli جمعه 19 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 12:32 ق.ظ http://u20i.blogfa.com

بوی نا امیدی میداد
...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد