پریسا
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1389 ساعت 02:02 ب.ظ
یه روز یه آقایی خواب میبینه که میرسه ی جایی ، که یه عالمه فرشته تند تند و با عجله دارند ی چیزایی رو از تو پاکت در میارن و میزارن کنار ... میره جلو از یکیشون میپرسه : شما ... این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید ؟ "" فرشته میگه این پاکت ها دعای آدم هاست باز میکنیم میزاریم کنار خدا جوابشون و بده ... یه کم میره جلوتر ... باز میبینه یه عالمه فرشته با عجله ی چیزایی رو میزارن تو پاکت ... میره جلو از یکیشون میپرسه که این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید : ""فرشته میگه اینا دعاهای ادم هاست خدا استجابت کرده میزاریم که برسه به دستشون ... آقاهه میره جلوتر میبینه یه فرشته تنها و بیکار نشسته ، هیچ کاری هم نمیکنه ... ازش میپرسه تو ی نفر اینجا تنها و بی کاری چرا ؟ ""فرشته جواب میده : من منتظرم آدمایی که دعاهاشون مستجاب شده یک کلمه بگن """شکر""" ... تا من تو دفترم بنویسم ...
یه روز یه آقایی خواب میبینه که میرسه ی جایی ، که یه عالمه فرشته تند تند و با عجله دارند ی چیزایی رو از تو پاکت در میارن و میزارن کنار ...
میره جلو از یکیشون میپرسه : شما ... این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید ؟ "" فرشته میگه این پاکت ها دعای آدم هاست باز میکنیم میزاریم کنار خدا جوابشون و بده ...
یه کم میره جلوتر ...
باز میبینه یه عالمه فرشته با عجله ی چیزایی رو میزارن تو پاکت ...
میره جلو از یکیشون میپرسه که این همه فرشته با عجله دارید چی کار میکنید : ""فرشته میگه اینا دعاهای ادم هاست خدا استجابت کرده میزاریم که برسه به دستشون ...
آقاهه میره جلوتر میبینه یه فرشته تنها و بیکار نشسته ، هیچ کاری هم نمیکنه ...
ازش میپرسه تو ی نفر اینجا تنها و بی کاری چرا ؟
""فرشته جواب میده :
من منتظرم آدمایی که دعاهاشون مستجاب شده یک کلمه بگن """شکر""" ...
تا من تو دفترم بنویسم ...
خدایا شکرت ...
:(
چقدر با این توجیهات خودمونو به علی علیین می بریم...
بوی نا امیدی میداد
...