آدمها دو گروهند؛
گروه اول آنهایی که عاشق نیستند ، این گروه آدمها شبیه مثلثند. سه لبه ی تیز دارند_ دل ، عقل و زبانشان _ و معمولا در ارتباط نزدیک با آنها، این لبه های تیز روح شما را خراش می دهند .
گروه دوم آنهایی که عاشقند، این آدمها شبیه دایره اند .لبه های تیز ندارند ، لطیفند و در کنارشان بودن حس امنیت دارد .
حالا فرض کنید دو آدم از گروه اول ، یعنی دو مثلث ، عاشق هم شوند .
این دو مثلث گاه و بی گاه با لبه های تیزشان روح هم را خراش میدهند ، آنقدر خراش میدهند تا این لبه ها ساییده شوند و مثلث ها ریزریز ،تبدیل به دایره شوند .
فکر می کنم این پروسه ی تبدیل مثلث به دایره همان " افتاد مشکل ها " ییست که حافظ گفته !
از مربع خبری نبود-کار ترکیبی ندارین؟ مثلا آدمی که ترکیبی از دایره و مثلث باشه؟مثلا یه کلاه مخروطی باشه یا ....
به نظر من بیشتر آدم ها مانند شش و یا هشت ضلعی هستن تا مثلث
بهتره یه مقدار تامل کنید
جای بسی تامل داشت
چقدر جالب ... گرچه آن گوشه ها می توانند چیزهای دیگری باشند ، شاید برای هرکس فرق کند ... اما تعبیر خیلی فوق العاده بود ...
التماس دعا
حالا اگه یه دایره و یک مثلث عاشق هم بشن چی؟؟؟
اگه مثلثه فکر کنه عاشقه
اگه...؟!!!
اگر یه دایره عاشق یه مثلث بشه ، باید رنج عاشق یه مثلث شدن رو به دوش بکشه و تحمل کنه تا مثلث هم راه و رسم عاشقی رو یاد بگیره و لبه های تیزش سائیده بشه .
اگر مثلث فکر کنه که عاشقه ؛ فکر کردن به تنهایی کافی نیست ، باید راه و رسم عاشقی رو یاد بگیره !
اگه ... ؟!! .... !!!
خوب اومدی این تفسیررو .خوشمان آمد
هیچوقت از هندسه خوشم نیومده