ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

رویا نوشت !

یادم باشد دفعه ی بعد که به دنیا آمدم 

پدرم ، ملاصدرا باشد  

برادرم قیصر 

خواهرم فروغ * 

عمویم ، سیلور استاین 

دایی ام نادر ابراهیمی 

همسایه مان مجید انتظامی 

پسرخاله ام آیدین آغداشلو 

پسر عمه ام سلینجر  

نقش حافظ را هم قبلا تعیین کرده ام

 

 

* طبیعی است که وقتی فروغ خواهرم باشد ، پرویز شاپور ، شوهر خواهرم است و عمران صلاحی ، دوست خانوادگی مان !

نظرات 4 + ارسال نظر
سید مهدی شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:53 ق.ظ http://raahil.blogfa.com

میشه قبلش یه امضا به من بدین

باید فکر کنم .

آصف شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:16 ب.ظ

فقط در رویا آنهم رویای شما میتوان این آدمهای متضاد را در کنار هم قرار داد.ملاصدرای بیچاره پدر فروغ!!!

خدا می تونه ! تازه مگه همه باید بشن مثل باباهاشون ، حالا فروغ که خوبه ، ملاصدرا بابای من ! فکر کن!!!!

- شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:46 ب.ظ

یادم می مونه که دفعه بعد حتما خودم باشم نه اینی که الان شدم!

عروسک پارچه ای یکشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:31 ق.ظ

دیوانه ی خوش اشتها!

مقدار دیوونگیش از بنر زدن در بهشت که کمتره !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد