ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

ریز نوشت ...

این وبلاگ دفترچه ی خاطرات هیچ کداممان نیست !

مریم

تو را برای ابد ترک می‌کنم مریم
چه حسن مطلع ِ تلخی برای غم، مریم!

پکی عمیق به سیگار می‌زنم اما
تو نیستی که ببینی چه می‌کشم، مریم!

برای آنکه تو را از تو بیشتر می‌خواست
چه سرنوشت ِ بدی را زدی رقم، مریم!

مرا به حال خودم واگذاشتند همه
همه، همه، همه اما تو هم؟ تو هم؟ مریم؟  

امیرپیمان

نظرات 3 + ارسال نظر
کوثر به گوشم چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:43 ب.ظ http://kosar-begusham.persianblog.ir/

بسم رب الشهدا

سلام
تا حالا به "مریم" به چشم ردیف نگاه نکرده بودم

البته به چشم خواهری هم می شه به مریم نگاه کرد

سارا سه‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 05:31 ق.ظ http://bluemooon.blogfa.com

داستان مصطفی مستور...
من با نوشته های این آدم زندگی کردم...

نانا سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 09:23 ب.ظ

نگو که تو پسریااااااااااااااااااااااااااااااااااا

لطفا حتما جوابشو واسم میل کن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد