فسقلی اومده تو اتاقم، با هیجان می گه:
خاله! خاله! عاشقک پیدا کردم!!
با تعجب نگاش می کنم ببینم عاشقک دقیقا چه موجودیه و چه شکلیه،
دستاشو که باز می کنه،
یه قاصدک مظلوم با چند تا بال شکسته توی دستاشه....
چقدر اسم جدیدش بهش میاد!