موضوع بندی
» آیه نوشت (19)  
» غر نوشت (42)  
» دل نوشت (179)  
» دیگر نوشت (58)  
» شعر نوشت (115)  
» طنز نوشت (16)  
» آدم نوشت (307)  
» وصیت نوشت (30)  
» مناجات نوشت (26)  
» داستان نوشت (16)  
» کربلا نوشت (4)  
» دیالوگ نوشت (7)  
» عکس نوشت (4)  
» کتاب نوشت (32)  
» کاریکلماتور نوشت (3)  
» صوت نوشت (8)  
» حدیث نوشت (7)  
» پیشنهاد نوشت (3)  
نویسندگان
» ستایش (846)   
» بهانه (130)   
» هلیا (74)   
» بنیامین (64)   
» آصف (59)   
» عروسک پارچه ای (39)   
» ماه بانو (39)   
» ترانه بانو (33)   
» صـــاد (22)   
» فهیمه (19)   
» کوثر (19)   
» کتاب‌خوار (16)   
» فهمیرا (16)   
» ریحان (15)   
» دختری از سیدنی (14)   
» مصطفا (12)   
» ماه ناتمام (12)   
» والمری (6)   
» لفی خسر (6)   
» عروسک پارچه ای (5)   
» آرامش (4)   
» فاطمه (2)   
تعداد بازدیدکنندگان : 514725


مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 22 مرداد ماه سال 1389 ساعت 01:34 AM

الحمدُ

لی

لا

!

نوشته شده توسط فهمیرا | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 21 مرداد ماه سال 1389 ساعت 11:17 AM

سوز من با دیگرى نسبت مکن 

 او نمک بر دست و من بر عضو ریش

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 20 مرداد ماه سال 1389 ساعت 3:06 PM

تو را برای ابد ترک می‌کنم مریم
چه حسن مطلع ِ تلخی برای غم، مریم!

پکی عمیق به سیگار می‌زنم اما
تو نیستی که ببینی چه می‌کشم، مریم!

برای آنکه تو را از تو بیشتر می‌خواست
چه سرنوشت ِ بدی را زدی رقم، مریم!

مرا به حال خودم واگذاشتند همه
همه، همه، همه اما تو هم؟ تو هم؟ مریم؟  

امیرپیمان

نوشته شده توسط هلیا | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 18 مرداد ماه سال 1389 ساعت 10:55 AM

ماه شعبان و رجب ، نم نم اشکی شد و رفت  

خانه ابریست خدایا ! رمضان را چه کنم ؟!!

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 5 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 17 مرداد ماه سال 1389 ساعت 10:35 AM

امشب تمام خاطره ها را گریستم 

این چندمین شب است که من با تو نیستم ؟!

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 14 مرداد ماه سال 1389 ساعت 12:18 PM

جای هم‌کلاسی‌هایش

یکی یکی

شاخه گلی می‌نشست؛

نیت کرده بود

                به این گلستان بپیوندد!

نوشته شده توسط فهمیرا | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ساعت 7:11 PM

باز دوباره صبح شد 

من هنوز بیدارم 

ای کاش می خوابیدم 

 تو رو خواب می دیدم 

..... 

بیا رسید وقت درو 

مال منی از پیشم نرو 

بیا سر کارمون بریم 

درو کنیم گندمارو 

 

 

* بیاد استاد محمد نوری

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 مرداد ماه سال 1389 ساعت 5:11 PM

چشم تو به مشت های گره کرده ی من است

چشم من

                به سنگ های گره گشای تو

نوشته شده توسط فهمیرا | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 12 مرداد ماه سال 1389 ساعت 11:38 AM

ناف مرا زیر باران بریدند،

ناف تو را

          زیر بمباران...

نوشته شده توسط فهمیرا | چاپ یادداشت | 7 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 8 مرداد ماه سال 1389 ساعت 3:18 PM

با صد هزار نفر تنهایی  

بی صد هزار نفر تنهایی ...

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 6 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<<    3      4      5      6      7      8      9      10      11      12    >>
آرشیو
اردیبهشت 1391
شیدسچپج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


عنوان آخرین یادداشت ها
» قضاوت
» روزمرگی؟!
» باران که می بارد تو می آیی ...
» ارزش و احترام
» حواست باشد تو را نبیند
» جبر و اختیار
» مسیر انحرافی
» حقیقت
» فراموش کار
» محرم
» اشک
» نترس از بدنام شدن!
» دلیل ...
» مادر
» همین الان!
» غروب جمعه
» هذا یوم الجمعه
» قاصدک قاصدک بود؟
» نجات
» مُرد، می‌فهمی؟!
» مرا آتش به جان بگذارو بگذر ...
» هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست ...
» پیشنهاد هفته
» الهی
» قناعت نکنید لطفا!
» عشق شاید کافی نباشد اما لازم است ...
» سکوت، هویت دارد، حرف دارد ...
» قیدار
» در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور ....
» هذا یوم الجمعه ...
» پیشنهاد 1
» این راهش نیس
» محبت
» دنیای آدمها ...
» سه روز گذشت
» هذا یوم الجمعه ...
» این خنده که دریغش کردی...
» روضه!
» بلـــــه!
» به یک میزان ...
» بهانه
» جملات غرور آفرین
» آنچه خواندیم و شنیدیم همه باطل بود...*
» میدانم میدانی و من نمی دانم
» خیال کن!
» هموار
» حضرت یار
» سفر به عرش
» جاری نشوید در کویر ...
» انسان سازی
» خورشید پشت ابر نمی مونه اما...
» گل‌آرایی ذهن!
» به امید رسیدن به مقصد ....
» هذا یوم الجمعه ...
» ما مدعیان صف اول بودیم...
» حال این شبهای من...
» به ناگه شعله ای برشد...
» شروع
» تو از خود دور شو، نزدیکی این است
» هر کس همان‌گونه زندگی می‌کند که ...
» سیاره‌ی رنج!
» نسبت منت به محبت= بی نهایت
» هذا یوم الجمعه!
» مثلا اگر شهید بشود...
» بترسید از خرده علمی که توهم دانستن ایجاد کند ...
» منشاء اراده ، حُب است...
» اخلاص!
» عَربده ی ادبی....
» حالا که رفته از دلت آهو،چه می کنی...؟
» قضاوت نکن!
» واقع بین
» یغما
» حلوای تلخ
» ناخودآگاه ...
» شب زنده‌داری
» میلاد بانوی صبر مبارک
» حکمتت را میدانم
» نوید و نگار ...
» تقوا چیست؟!
» عید
» [ بدون عنوان ]
» برای ندیدن سقوط!
» من اشک می‌ریزم، پس هستم ...
» بانوی وبلاگ نویس!
» حراج نوروزی یا ...
» پیشنهادهایی برای کتابخواری در ایام نوروز
» [ بدون عنوان ]
» اثرات گناه
» هفت سین و یه قاف
» بهانه...