موضوع بندی
» آیه نوشت (17)  
» غر نوشت (42)  
» دل نوشت (170)  
» دیگر نوشت (50)  
» شعر نوشت (91)  
» طنز نوشت (16)  
» آدم نوشت (274)  
» وصیت نوشت (25)  
» مناجات نوشت (22)  
» داستان نوشت (15)  
» کربلا نوشت (4)  
» دیالوگ نوشت (4)  
» عکس نوشت (3)  
» کتاب نوشت (19)  
» کاریکلماتور نوشت (3)  
» صوت نوشت (6)  
نویسندگان
» ستایش (810)   
» بهانه (121)   
» هلیا (70)   
» بنیامین (63)   
» آصف (58)   
» عروسک پارچه ای (39)   
» ممول مهربون (34)   
» ترانه بانو (33)   
» صـــاد (22)   
» کوثر (16)   
» کتاب‌خوار (16)   
» فهمیرا (16)   
» دختری از سیدنی (14)   
» ریحان (13)   
» ماه ناتمام (12)   
» والمری (6)   
» لفی خسر (6)   
» عروسک پارچه ای (5)   
» آرامش (4)   
تعداد بازدیدکنندگان : 455968


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 6 دی ماه سال 1390 ساعت 2:53 PM
آخر آدم باید در این دنیا کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند،
باید بتواند چیزی را تغییر دهد،
حالا که کاری نمانده بکنم،
پس عشق می ورزم ...

سووشون/سیمین دانشور

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390 ساعت 08:01 AM

اسب حسین به حمایت او بر سواران حمله کرد و هر سوار را بر زمین می افکند و  زیر پا می مالید تا چهل تن.
آنگاه از دست دشمن گریزان سوی حسین آمد و کاکل و موی پیشانی خود را در خون او آغشته کرد و سوی سراپرده زنان آمد: شتابان و گریان و شیهه زنان.
دختران پیغمبر بانگ او شنیدند و از سراپرده بیرون آمدند. اسب را زبون و بی سوار دیدند و زین را بر آن واژگون.

اسب حسین دست ها بر زمین می زد و نزدیک خیام سر بر زمین می کوفت تا بمرد.

کتاب آه/ص 423

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 10 آذر ماه سال 1390 ساعت 12:44 PM

کل ارض کربلا

یعنی همه جا کربلاست

یعنی همه جا همین جاست


همه جا همین جاست/علی اکبر بقایی/ نشر عماد

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 3 آذر ماه سال 1390 ساعت 00:30 AM

گناهی را نمی توان یافت که ما خود نیز امکان ارتکاب آن را نداشته باشیم.
جنایاتی که بدترین تبهکاران مرتکب می شوند،فقط شرحی از ضعف های بیش از اندازه ای است که همه در وجود خود داریم ...  

 مذهب در شرق و غرب/رادها کریشنان

نوشته شده توسط کتاب‌خوار | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 27 آبان ماه سال 1390 ساعت 08:28 AM

تنها بنایی که اگر بلرزد محکمتر می شود ، دل است.



من او/امیر خانی

(این روزها برای بار سوم دارم می خوانمش)

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 25 مهر ماه سال 1390 ساعت 11:08 AM
انسانی حق اعتراض به خداوند را دارد که خدایی شده باشد
انسانی حق انکار دارد که
تمام فاصله‌های میان خویش و آن خوبِ به ضرورت را پیموده باشد ...

سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آید/نادر ابراهیمی

نوشته شده توسط کتاب‌خوار | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390 ساعت 09:27 AM

از دردهای کوچک است که آدم می‌نالد

وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می‌شوی

رضا قاسمی کتاب چاه بابل

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 5 مهر ماه سال 1390 ساعت 6:39 PM

سرّ آنکه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در کجاست؟ طبیعت بشری در جستجوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است که که اسلام آورده اند اما در جست و جوی حقیقت ایمان نیستند. کنج فراغتی و رزقی مکفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی که بر زبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست، در باد است. در جستجوی مأمنی که او را از مکر خدا پناه دهد، در جستجوی غفلت کده ای که او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد. غافل که خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است که صخره های بلند را نیز خرد می کند و در مسیر دره ها آن همه می غلطاند تا پیوسته به خاک شود.


فتح خون- سید مرتضی آوینی

نوشته شده توسط بهانه | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 16 شهریور ماه سال 1390 ساعت 00:30 AM
قذافی دارد از کتابش دفاع می‌کند، می‌گوید کتابش انجیل معاصر است، محصول مبارزه‌ی بشریت، راهنمای مسیر بشریت به سوی استقلال و ....
اوریانا در هر صورت قانع نمی‌شود، می‌گوید که چیزی از کتاب سردرنیاورده، می‌گوید که مخالف است ... اما قذافی زیر بار نمی‌رود.
آخرش اوریانا می‌گوید:
جناب سرهنگ می‌توانم آخرین سوالم را مطرح کنم؟
بله ... ولی کوتاه باشد. هیئت ایرانی منتظر من هستند، باید ترتیب آزادی گروگان‌ها را بدهم.
شما به خدا اعتقاد دارید؟
روش است، البته! چرا چنین سوالی از من می‌کنید؟
برای این که فکر کردم شما خود، خدا هستید!

پ.ن : نام کتاب قذافی "کتاب سبز" است .

گفت‌وگوهای اوریانافالاچی/ انتخاب و ترجمه غلامرضا امامی
بعد مطالعه‌ی دست نوشته‌ی احسان رضایی در همشهری جوان این هفته، یاد این کتاب افتادم و خواندن دوباره‌ی مصاحبه‌هایش خالی از لطف نبود ...

نوشته شده توسط کتاب‌خوار | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 11 شهریور ماه سال 1390 ساعت 00:40 AM

پسرک دوچرخه‌سوار به سرعت از کنار دخترک دانش‌آموز رد می‌شد و می‌پرسید: " عروس مادر من می‍شی؟" دخترک هرگز به این سوال پاسخ نمی‌داد. سکوت علامت رضا بود، این را هر دو می‌دانستند.
پسرک در هفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگی دخترک، بازگشت و در قبرستان شهر کوچک آرام گرفت.
فردای روز تشییع استخوان‌های پسرک، زن سر مزار او رفت. همان پسرک شوخ و شنگ هفده ساله در قاب عکس به او لبخند می‌زد.دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت: " چقدر پسرتون خوشگل بوده!"

پسری که مرا دوست داشت/ بلقیس سلیمانی

نوشته شده توسط کتاب‌خوار | چاپ یادداشت | 3 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2    >>
آرشیو
اسفند 1390
شیدسچپج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      


عنوان آخرین یادداشت ها
» آیه چندم!
» کوتاه نیا!
» دلتنگی...
» در ستایش خودخواهی ...
» حرم حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع)
» بلند نوشت ...
» بهانه
» المستخف بحُرمه ربّه ...
» گوسفند بیچاره
» خودشناسی ...
» ملاک را گفته های دیگران نگذاریم...
» غیرت خدا
» دوست داشتن ...!
» به همین سادگی!
» کدام پل
» بیرون از گود
» اگر یقین نباشد بالاخره کار خودش را می کند...
» تکلیفت را روشن کن !
» دلتنگی...
» [ بدون عنوان ]
» دو رو ...
» من فقط عاشق اینم.....
» دلیل خلقتت
» شه زاده
» مهندس شدین که چی آخه ؟!
» چرا؟!
» [ بدون عنوان ]
» مخصوصا خودسازی!
» [ بدون عنوان ]
» آرامش !
» نامه ی تولستوی به معشوقه اش !
» چی بگم والا!!
» کفاره گناه
» برای چی بعضی ها  این قدر بد جنسن؟؟
» من همان جنگجویم و لیک...
» هر که طاووس خواهد...
» حق اشتباه کردن ...
» تاملی دوباره...
» غروب جمعه
» و البته برعکس...
» !
» کاری بس بزرگ !
» جنت البقیع
» پرسش بنیادین!
» طفلک
» میانه رو !
» مسائل اجتماعی ، اجماع مسائل فردی است!
» یلدا
» هم جسمی و هم روحی!
» :-)
» عمیق‌نوشت
» نان اندوه
» اتفاق قریب
» معلوم نیست چی به چیه ؟!
» خانه‌ی دوست همینجاست، اگر بگذارند...
» چاره چیست؟!
» مبادا!
» [ بدون عنوان ]
» خدایا ما را با معرفت بمیران.
» یا عشق، ادرکنی.
» این همان منظورم این نبود است ...
» سرنوشت بعضی ...
» شام بی مروت غریب کُش
» کربلا به وسعت تاریخ است.
» آیا فرزند دختر رسول خدا تو را می خواند و پاسخ نمی دهی؟ *
» وقت صدا کردنش لکنت زبان نگیریم ...
» یک سوال فلسفی دارم:
» ما حسینی نیستیم وگرنه ...
» حتی آنها که نمی خواهند ...
» شاید به این خاطر خود را به خواب زده ایم!
» در ستایش خودخواهی
» عاقل و عاشق هم ندارد ...
» حسین (ع)
» ضعف!
» بله!
» قاتل بالقوه
» بی نام
» به همین راحتی!
» اخلاق !
» تکلیف دلم روشن است....
» اگر آب بود، شما هم شناگر قابلی بودی ...
» قهرهای کودکی ...
» امیر مومنان..
» غدیر
» سهم من
» در ستایش دنیا
» آدمها را به نقطه جوش نرسانید ...
» نذار  بدبخت بشم..
» توهم...
» روشن