حسینا
به قدری غزل ریخته از تنت
که دیوان حافظ برایت کم است
...










































مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
حسینا
به قدری غزل ریخته از تنت
که دیوان حافظ برایت کم است
...
امروزهایم را به فردا می فروشم
من آدمی هستم که حوّا می فروشم
تنها برای خاطر تنها نبودن
یک بقچه تنهایی به تن ها می فروشم
اصلا به فکرم هم نمی آمد که روزی
در کوچه و بازار ، رویا می فروشم
بیچاره آن که دل به مهر ما سپرده
حتماً نمی داند که دل را می فروشم !
کابوس ، خوابم را به غارت برد و دیدم
دارم قیامت را به دنیا می فروشم
...
نه کاسبم ، نه تاجری سرمایه دارم
من شاعرم ، موضوع انشا می فروشم !
بازنده شد !
دل خود را قمار کرد
هر کس که بی هوا هوس زلف یار کرد
دنیا محل آرمیدن نیست
بازار (جان و دل) خریدن نیست
سرما زد و باغ از نفس افتاد
انگار وقت میوه چیدن نیست
دیگر کسی در بوم احساسم
در حال نقاشی کشیدن نیست
می بندم این چشمان خیسم را
این صحنه ها در حد دیدن نیست
باید به دریا زد در این طوفان !
راهی به غیر از دل بریدن نیست
تصنیف (عشقم رفت) می خوانند
در من ، ولی حس شنیدن نیست
معلوم شد از قصه ی لیلی
پایان هر عشقی ، رسیدن نیست
...