پنجشنبه 20 آبان ماه سال 1389 ساعت 4:38 PM
جاده تورا می خواند !
ای کتی قرمز خسته!
یکشنبه 16 آبان ماه سال 1389 ساعت 3:31 PM
اگر تو با همین سن و سال می رفتی به سال 59 چه کاره می شدی؟
یکشنبه 16 آبان ماه سال 1389 ساعت 08:22 AM
دلم برای بقچه هزار وصله ی خاطرات مادر
دلم برای بغض های نشکفته
دلم برای تن رنجور جنوب
دلم برای........
تنگ شده
یکشنبه 16 آبان ماه سال 1389 ساعت 08:17 AM
امید وارم دلها محرم اسرار باشند. در این گوشه دنیا
پنجشنبه 13 آبان ماه سال 1389 ساعت 4:24 PM
تمام قصه ها
با بود یکی و نبود دیگری آغاز می شوند
که یکی بود و یکی نبود!
یکی رفته بود و یکی مانده بود!
مانده بوده و گریه کرده بود ....
(احمدی)
پنجشنبه 13 آبان ماه سال 1389 ساعت 10:24 AM
من اومدم! با یک اتفاق ساده!
سلام!