موضوع بندی
» آیه نوشت (16)  
» غر نوشت (42)  
» دل نوشت (170)  
» دیگر نوشت (50)  
» شعر نوشت (91)  
» طنز نوشت (16)  
» آدم نوشت (271)  
» وصیت نوشت (24)  
» مناجات نوشت (22)  
» داستان نوشت (15)  
» کربلا نوشت (4)  
» دیالوگ نوشت (4)  
» عکس نوشت (3)  
» کتاب نوشت (19)  
» کاریکلماتور نوشت (3)  
» صوت نوشت (6)  
نویسندگان
» ستایش (806)   
» بهانه (120)   
» هلیا (70)   
» بنیامین (63)   
» آصف (58)   
» عروسک پارچه ای (39)   
» ترانه بانو (33)   
» ممول مهربون (32)   
» صـــاد (22)   
» کوثر (16)   
» کتاب‌خوار (16)   
» فهمیرا (16)   
» دختری از سیدنی (14)   
» ریحان (13)   
» ماه ناتمام (12)   
» والمری (6)   
» لفی خسر (6)   
» عروسک پارچه ای (5)   
» آرامش (4)   
تعداد بازدیدکنندگان : 448121


صد فیلم برتر شاهکار سینما صد فیلم برتر شاهکار سینما
از هنرمندان بزرگی چون:آلپاچینو
آلن دولن، مارلون براندو،‌ آنتونی کوئین
برای اولین بار در ایران!
بیش از هزار عنوان فیلم!با کیفیت عالی وزیر نویس فارسی.هرفیلم 130 تومان!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387 ساعت 12:40 PM

یک مرد عشق را پاس می دارد

یک مرد هر چه را می تواند به قربانگاه عشق می آورد.

آنچه فدا کردنیست فدا می کند

آنچه شکستنی است می شکند

و آنچه تحمل سوز است تحمل می کند

اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود

{نادرابراهیمی} 

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 20 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:47 AM
هیچ موجودی در دنیا تنفربرانگیز تر از «عاشق نیم بند » نیست !
نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 2 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387 ساعت 1:23 PM
گفتم ‍: گنجشک ِ آن همه آسودگی!
گفتی : پَر!
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان!
گفتی : پَر!
گفتم : التماس ِ علاقه،
بیتابی ِ ترانه،
بیداری ِ بی حساب!
نگاهم کردی!
نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید!
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزار ِ انتظار من بجوشد!
عاشقم کردی! همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه!
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است!
حالا - بدون ِ تو!-
رو به روی آینه می ایستم!
می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار،
کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه!
و کسی در جواب ِ گفته های من «پر!» نمی گوید!
تکرار ِ آن بازی،
بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست!
پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی،
باز هم می نویسم:
برگرد!?

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 0 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387 ساعت 4:45 PM

آغاز انسان ، دلتنگی است ...!!

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387 ساعت 09:27 AM
از شانس بد تو ، من زیادی تجربه مندم ...
نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 0 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:13 AM
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 6 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 4 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:23 AM

بهشت خدا زیر پای تو

بهشت من برق چشمهای تو ...

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 4 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:14 AM

هنوز حرفهایت تمام نشده بود

که در باورم مردی ... !

 

نوشته شده توسط ستایش | چاپ یادداشت | 1 نظر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
آرشیو
بهمن 1390
شیدسچپج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


عنوان آخرین یادداشت ها
» المستخف بحُرمه ربّه ...
» گوسفند بیچاره
» خودشناسی ...
» ملاک را گفته های دیگران نگذاریم...
» غیرت خدا
» دوست داشتن ...!
» به همین سادگی!
» کدام پل
» بیرون از گود
» اگر یقین نباشد بالاخره کار خودش را می کند...
» تکلیفت را روشن کن !
» دلتنگی...
» [ بدون عنوان ]
» دو رو ...
» من فقط عاشق اینم.....
» دلیل خلقتت
» شه زاده
» مهندس شدین که چی آخه ؟!
» چرا؟!
» [ بدون عنوان ]
» مخصوصا خودسازی!
» [ بدون عنوان ]
» آرامش !
» نامه ی تولستوی به معشوقه اش !
» چی بگم والا!!
» کفاره گناه
» برای چی بعضی ها  این قدر بد جنسن؟؟
» من همان جنگجویم و لیک...
» هر که طاووس خواهد...
» حق اشتباه کردن ...
» تاملی دوباره...
» غروب جمعه
» و البته برعکس...
» !
» کاری بس بزرگ !
» جنت البقیع
» پرسش بنیادین!
» طفلک
» میانه رو !
» مسائل اجتماعی ، اجماع مسائل فردی است!
» یلدا
» هم جسمی و هم روحی!
» :-)
» عمیق‌نوشت
» نان اندوه
» اتفاق قریب
» معلوم نیست چی به چیه ؟!
» خانه‌ی دوست همینجاست، اگر بگذارند...
» چاره چیست؟!
» مبادا!
» [ بدون عنوان ]
» خدایا ما را با معرفت بمیران.
» یا عشق، ادرکنی.
» این همان منظورم این نبود است ...
» سرنوشت بعضی ...
» شام بی مروت غریب کُش
» کربلا به وسعت تاریخ است.
» آیا فرزند دختر رسول خدا تو را می خواند و پاسخ نمی دهی؟ *
» وقت صدا کردنش لکنت زبان نگیریم ...
» یک سوال فلسفی دارم:
» ما حسینی نیستیم وگرنه ...
» حتی آنها که نمی خواهند ...
» شاید به این خاطر خود را به خواب زده ایم!
» در ستایش خودخواهی
» عاقل و عاشق هم ندارد ...
» حسین (ع)
» ضعف!
» بله!
» قاتل بالقوه
» بی نام
» به همین راحتی!
» اخلاق !
» تکلیف دلم روشن است....
» اگر آب بود، شما هم شناگر قابلی بودی ...
» قهرهای کودکی ...
» امیر مومنان..
» غدیر
» سهم من
» در ستایش دنیا
» آدمها را به نقطه جوش نرسانید ...
» نذار  بدبخت بشم..
» توهم...
» روشن
» عشق ... پاییز ...
» زمان یک محدودیت است...
» روزهای ذی الحجه
» تنبل های بیکار ...
» گاهی برای خوبِ کسی شدن باید بدِ دیگری شد...
» بذار کمکت کنم!
» ایمان